Part 6 you and i
-
تاریخ: 1400/9/14 ساعت: 5:45
د.ا.ن آنا گوشیم رو روشن کردم تا به غزل زنگ بزنم... بکگراندش...قشنگترین عکسی که تاحالا دیدم عکس اون ۵ تا خل و چل باهم ...یاد وقتی افتادم که تازه باهاشون آشنا شده بودم *فلش بک*۲۰۱۶ کلاس زبان 'واقعا که...نمیدونم از چیه اون معلولِ عقب مونده خوشت میاد؟!؟' این رو پردیس گفت وایییی...نه دوبارو دعوای پردیس غ...
Part 5...you &i
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:18
دوساعت بعد رفتم تو اینترنت تا درمورد اون دوتا یه چیزایی بفهمم ...اُهووووو ...چه خبره...وان دایرکشن ...بزرگترین بوی بنده دنیا...اعضا:هری استایلز،نایل هوران،لیام پین و لویی تاملینسون...اعضای پیشین:زین مالیک...واوووو نگاه کن ...یکی از یکی دیگه خوشتیپ تر و هات تر...واییییییییییییی...یعنی من الان عاشق شد...
Part 7...you&i
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:18
*زمان حال* هنوزم داشتم به اون بکگراند نگاه میکردم که یهو با کمر افتادم زمین...آخخخخخ بالاسرم رو نگاه کردم و وِنِدا رو دیدم که با یه صورت پر از نگرانی داشت نگاهم میکرد...منم بهش یه لبخند زدم تا بهش بفهمونم که حالم خوبه... دستشو برام دراز کرد و منم گوشیم رو براشتم و دستشو گرفتم و بلند شدم و پشتمم تکون...
Part 8 you and i
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:18
'بیا اینجا بشینیم' وندا گفت...منو اون کنار هم روی لبه ی پله های دانشگاه نشستیم چند دقیقه سکوت بود تا اینکه من شکستمش 'خب چه خبر؟' من پرسیدم'هیچی بابا ...این فرد بدجور رو تک تکه سلول های اعصابم راه میره' به رو برومون نگاه میکردیم و جواب همو میدادیم با این حرفش یه چشم غره رفتم...فرد دوست پسرشه و این د...
احوال پرسی
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 4:56
FOR DIRECTIONER وبلاگی برای دایرکشنرها احوال پرسی سلامممممم خیلی خیلی به وبلاگ دایرکشنرها خوش اومدینننننبرچسبها: وان دایرکشن, احوال پرسی نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 0:6 توسط A A|
Fan fiction
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 4:56
FOR DIRECTIONER وبلاگی برای دایرکشنرها Fan fiction سلام ...خب من میخوام یه فن فیک بنویسم با یه ژانر عاشقانه،کمدی و ماجراجویانه امیدوارم خوشتون بیاد❤❤❤ برچسبها: فن فیک, وان دایرکشن, هری استایلز, زین مالیک, نایل هوران نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:29 توسط A A|
قسمت اول.part1...you &i
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 4:56
داستان از نگاه راوی آنا داشت با عصبانیت میرفت به اون طرف خیابون...یکی از همکلاسی هاش به اسم ناتالی که هفته ی پیش غایب بود جزوه های آنا را ازش گرفته بود و امروزم که آنا جزوه هارو واسه ی امتحان هفته ی بعد میخواست ناتالی...اونو بهش پس نداد چون گفت هنوز از روش کپی نگرفته و فردا بهش پسش میده...خب..حالا
قسمت دوم.part2 you & i
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 4:56
د.ا.ن آنا حالا من باید چه غلطی بکنم از دست ناتالی ...هفته ی بعد امتحانه و منم هنوز هیچی نخوندم...میدونم اگه این حرفو به هرکسی بگم بهم میخنده اما خب آره من یه دختره خرخونم و کاریشم نمیشه کرد... نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:52 توسط A A|
Part 3...you &i
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 4:56
د.ا.ن آنا خبببب...اسم من آرینا موسوی هستش اما چون اینجا شاید تلفظ اسم من با آریانا اشتباه بشه پس ترجیه میدم بهم بگن آنا...من تو دانشگاه لندن درس میخونم و ۱۸ سالمه و خب مهمترین خصوصیت مثبت درمورد من اینه که من یه دایرکشنرمممم❤❤❤ میدونم این حرف بعد از ۵ سال که هنوز واندی برنگشته مسخرس ولی خب من هنوز